
دلم برات تنگه عزیز
یادی نمیکنی ز من
دارم دیوونه میشم و
نمی بینی نیاز من
می خوام ببینمت ولی
فاصله از من تا خداست
خودم هزار و یک طرف
همه هواسم به شماست
وقتی نمی بینم تو رو
چشمام رو واسه کی بخوام؟!
نفس برام سمی میشه
هوا رو واسه کی بخوام؟!
انگار نه انگار که دلی
برای بودن تو بود
رفتی و بین آدما
شدم یکی بود و نبود
یه جور واقعی تو رو
حس میکنم توی تنم
به جون تو بدون تو
دیگه دارم دق میکنم
صورت ماه تو عزیز
دیوارای خونه شده
هرکه می بینتم میگه
طفلکی دیوونه شده
تو رو خدا راضی نشو
بیشتر از این هدر بشم
دیگه بسه راضی نشو
اینجوری در بدر بشم
